تاریخ انتشار : شنبه 12 بهمن 1398 - 14:32 خبرنگار : محمد علی شکر خواب
کد خبر : 7987

«ملکه آب‌انبار» به کتابفروشی‌ها آمد

«ملکه آب‌انبار» به کتابفروشی‌ها آمد

«ملکه آب‌انبار» به کتابفروشی‌ها آمد «ملکه آب‌انبار»، نوشته فریده خرمی، داستان دختری را در تابستانی پر از هیجان تعریف می‌کند؛ داستانی که نویسنده در آن به سراغ افسانه‌های ایرانی می‌رود. – اخبار فرهنگی – به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری کافه دانش، انتشارات پیدایش «ملکه آب‌انبار»، نوشته فریده خرمی را به تازگی برای گروه سنی نوجوان منتشر کرد. خرمی در این کتاب داستان یک تابستان پرهیجان را روایت می‌کند. داستانی که در آن نویسنده به سراغ افسانه‌های ایرانی رفته و با بهره‌گیری از شخصیتی به نام «گلیم‌گوش»، یک داستان تخیلی را رقم می‌زند.
«گلیم گوش»‌ها در افسانه‌های ایرانی، شخصیت‌های ساختگی و موهوم بوده‌اند؛ مردمى بوده‌اند مانند آدم لیکن گوش‌هاى آن ها به مرتبه‌اى بزرگ بوده که یکى را بستر و دیگرى را لحاف می‌کرده‌اند و آن ها را گوش‌بستر هم می‌گویند. «رعنا»، شخصیت اصلی این داستان است که به واسطه قصه‌های مادربزرگش با گلیم‌گوش آشنا می‌شود. او یک روز به صورت اتفاقی، در آب‌انبار روستا گلیم‌گوش هفتم را می‌بیند و این دیدار، آغاز ماجراهای جالب این داستان را رقم می‌زند.
در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم: همه آن ماج..

«ملکه آب‌انبار» به کتابفروشی‌ها آمد

«ملکه آب‌انبار»، نوشته فریده خرمی، داستان دختری را در تابستانی پر از هیجان تعریف می‌کند؛ داستانی که نویسنده در آن به سراغ افسانه‌های ایرانی می‌رود.

«ملکه آب‌انبار» به کتابفروشی‌ها آمد – اخبار فرهنگی –

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری کافه دانش، انتشارات پیدایش «ملکه آب‌انبار»، نوشته فریده خرمی را به تازگی برای گروه سنی نوجوان منتشر کرد. خرمی در این کتاب داستان یک تابستان پرهیجان را روایت می‌کند. داستانی که در آن نویسنده به سراغ افسانه‌های ایرانی رفته و با بهره‌گیری از شخصیتی به نام «گلیم‌گوش»، یک داستان تخیلی را رقم می‌زند.

«گلیم گوش»‌ها در افسانه‌های ایرانی، شخصیت‌های ساختگی و موهوم بوده‌اند؛ مردمى بوده‌اند مانند آدم لیکن گوش‌هاى آن ها به مرتبه‌اى بزرگ بوده که یکى را بستر و دیگرى را لحاف می‌کرده‌اند و آن ها را گوش‌بستر هم می‌گویند. «رعنا»، شخصیت اصلی این داستان است که به واسطه قصه‌های مادربزرگش با گلیم‌گوش آشنا می‌شود. او یک روز به صورت اتفاقی، در آب‌انبار روستا گلیم‌گوش هفتم را می‌بیند و این دیدار، آغاز ماجراهای جالب این داستان را رقم می‌زند.

در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم: همه آن ماجراهای عجیب و غریب و تلخ و شیرین، تابستان هفت سال پیش اتفاق افتاد. تلخ ترینش این بود که پدر برای سعید دوچرخه خرید، عجیب ترین و شیرین ترینش دیدن گلیم گوش هفتم بود.

ادبیات کودک و نوجوان ,

از گلیم گوش با هیچ کس جز مادربزرگ حرفی نزدم. نه با مادر، نه پدر، نه با سعید. وقتی به مادربزرگ گفتم که گلیم گوش هفتم را در آّب انبار دیده ام و با او حرف زده ام، نه ترسید، نه تعجب کرد، نه مسخره ام کرد. با انگشت های چروکیده ی کج و کوج، آرام پشت دستش زد و گفت: «آخی، حیوانکی گلیم گوش بیچاره، سالم است یا زخمی شده؟»

تولد دوباره «شیرین و فرهاد»/ یک «قصه خواندنی» روانه کتابفروشی‌ها شد

انتشارات پیدایش کتاب حاضر را در هزار نسخه و به قیمت ۲۲ هزار تومان روانه کتابفروشی‌ها کرده است.

انتهای پیام/

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.