تاریخ انتشار : شنبه 3 آبان 1404 - 10:02 خبرنگار : شهرزاد باقری
کد خبر : 631580

بحران عمیق در تامین اجتماعی؛ بیمه دیگر پناهگاه بازنشستگان نیست

بحران عمیق در تامین اجتماعی؛ بیمه دیگر پناهگاه بازنشستگان نیست

۳۰ سال پرداخت حق بیمه برای هیچ؟ روایت تلخ یک بازنشسته از سقوط خدمات درمانی تأمین اجتماعی امروزه، حقوق بازنشستگی که سازمان تأمین اجتماعی پرداخت می‌کند، نه تنها حداقل هزینه‌های زندگی را پوشش نمی‌دهد، بلکه وعده‌ی «درمان رایگان» نیز آن‌طور که قانون قول داده بود، در اختیار بیمه‌شدگان قرار نمی‌گیرد. کارگرانی که سال‌ها بخش قابل

۳۰ سال پرداخت حق بیمه برای هیچ؟ روایت تلخ یک بازنشسته از سقوط خدمات درمانی تأمین اجتماعی

امروزه، حقوق بازنشستگی که سازمان تأمین اجتماعی پرداخت می‌کند، نه تنها حداقل هزینه‌های زندگی را پوشش نمی‌دهد، بلکه وعده‌ی «درمان رایگان» نیز آن‌طور که قانون قول داده بود، در اختیار بیمه‌شدگان قرار نمی‌گیرد. کارگرانی که سال‌ها بخش قابل توجهی از دستمزد خود (گاهی تا یک‌سوم) را به این صندوق واریز کرده‌اند، دیگر امیدی به کارایی آن در روزهای سخت ندارند.

سازمان تأمین اجتماعی، به عنوان بزرگترین صندوق بیمه‌گر کشور، قرار بود با دو کارکرد اصلی، خیال بیمه‌شدگان را راحت کند: اول، مستمری کافی در دوران بازنشستگی و دوم، درمان رایگان در تمام طول دوره بیمه‌پردازی.

اما اکنون، هر دوی این کارکردها به حداقل رسیده‌اند و ناامیدی به حدی است که حتی کارگران جوان می‌گویند: «اگر بیمه هم نباشیم، اتفاق خاصی نمی‌افتد!»

روایتی واقعی: سرگردانی ۳ روزه برای درمان رایگان

برای درک عمق این مشکل، این گزارش داستان واقعی یک زن ۶۰ ساله و سرپرست خانوار را روایت می‌کند. او پس از ۳۰ سال کار و پرداخت حق بیمه، مستمری دریافتی‌اش آنقدر ناچیز است که مجبور است در دوران بازنشستگی نیز به کار پاره‌وقت ادامه دهد؛ واقعیتی تلخ که برای بسیاری از بازنشستگان تکرار می‌شود.

درآمد ماهانه او (ترکیبی از مستمری ناچیز و حقوق کار) فقط کفاف نیازهای اولیه را می‌دهد و هر اتفاق ناگهانی، مانند یک بیماری، می‌تواند زندگی او را به بحران بکشاند. این اتفاق دقیقاً زمانی رخ داد که درد شدید کلیه به سراغ او آمد. اولین و منطقی‌ترین گزینه، استفاده از همان درمان رایگانی بود که ۳۰ سال برایش هزینه کرده بود.

اما تجربه سه‌روزه او از مراجعه به بیمارستان‌های ملکی تأمین اجتماعی، نشان‌دهنده وضعیت اسفبار این مراکز است:

روز اول: “دستگاه نداریم، بروید خصوصی!”

درد کلیه ناگهان شروع شد. او به بیمارستان هاشمی‌نژاد (مرکز تخصصی کلیه و ملکی تأمین اجتماعی) مراجعه کرد. پس از چندین ساعت انتظار برای تشکیل پرونده، به او گفته شد که دستگاه سنگ‌شکن ندارند و باید به بخش خصوصی برود.

او می‌گوید: «مگر یک بازنشسته چقدر درآمد دارد که ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان برای درمان بدهد؟ این مبلغ برای ما فاجعه است. رفتن به خصوصی یعنی یک ماه عقب افتادن از هزینه‌های زندگی. درد شدید را تحمل کردم تا از خدماتی که سال‌ها هزینه‌اش را دادم، استفاده کنم.»

روز دوم: ۸ ساعت دوندگی در میلاد و دست خالی!

او به بیمارستان میلاد، یکی از بزرگترین مراکز تأمین اجتماعی، رفت. شلوغی صف‌ها فراتر از تصور بود. با وجود درد شدید و وضعیت اورژانسی، هیچ اولویتی برای او قائل نشدند؛ ظاهراً «کیس اورژانسی» در این بیمارستان معنایی ندارد.

«حدود ۱۰۰ نفر در نوبت بودند. با بدبختی ویزیت شدم و مراحل عمل را یکی‌یکی گذراندم؛ برای هر کدام صف‌های طولانی. درد می‌کشیدم اما تحمل کردم. بعد از همه این‌ها گفتند آزمایش ندارید و نمی‌توانیم کاری کنیم! با همان درد به خانه برگشتم.» نتیجه ۸ ساعت دوندگی: هیچ.

روز سوم: “دکتر رفته، هفته بعد بیایید!”

صبح روز سوم، با آزمایش قبلی به بیمارستان میلاد بازگشت. دوباره ساعت‌ها در صف‌های مختلف ایستاد تا مدارک آماده شود. اما وقتی نوبت به پزشک رسید، شنید: «دکتر رفته و باید هفته بعد با همان پزشک قبلی بیایید!» تحمل درد حتی برای یک ساعت دیگر هم غیرممکن بود، چه برسد به چند روز.

او ناامیدانه به بیمارستان لبافی‌نژاد رفت. وضعیت آنجا بدتر بود؛ بیماران در پیاده‌روها چادر زده بودند. پس از ساعت‌ها معطلی، نوبت ویزیت گرفت، اما در نهایت از پرسنل شنید که دستگاه سنگ‌شکن آنجا هم تا اول آبان کار نمی‌کند!

پایان ماجرا: ۱۸ میلیون تومان هزینه در بخش خصوصی

درد دیگر قابل تحمل نبود. این زن ۶۰ ساله، سرپرست خانوار و بازنشسته پس از ۳۰ سال پرداخت حق بیمه برای روزهای مبادا، در نهایت مستاصل به یک بیمارستان خصوصی رفت: «۱۸ میلیون تومان دادم و کارم انجام شد.»

آنچه برای روز مبادا بود، به داد نرسید

داستان این زن، تنها یک نمونه از هزاران روایت مشابه است: تلاش برای دریافت حداقل خدمات درمانی رایگان، سرگردانی بین مراکز ملکی، و در نهایت پرداخت کامل هزینه‌ها از جیب در بخش خصوصی.

سازمانی که قانوناً موظف است صفر تا صد هزینه‌های درمانی بیمه‌شدگان را رایگان پوشش دهد، امروز چنان ناتوان عمل می‌کند که بیمه‌شده یا باید از درمان چشم‌پوشی کند، یا تمام هزینه را خودش بپردازد.

نتیجه ۳۰ سال کار و بیمه‌پردازی این زن آنقدر ناچیز بود که در بازنشستگی همچنان کار می‌کند؛ و تجربه سه‌روزه‌اش نشان داد که آن ذخیره سال‌ها، حتی در روز بیماری ناگهانی هم به دردش نخورد. آنچه برای روز مبادا کنار گذاشته بود، در روز مبادا هم به دادش نرسید.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.